تبلیغات
شهدا و نماز - فاصله تا بهشت
شهدا و نماز
دست در دست خدا نماز پلی به سوی خدا
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 شهریور 1390 توسط مهسا عسگری
  خواندن نماز شب در دل تاریکی

یک شب مثل همیشه سید کمال برای خواندن نماز شب در دل تاریکی شب وبا آرامی به سمت صحرا رفت و برادران رزمنده را برای لحظه ای،دقیقه ای و دنیایی تنها گذاشت .تنها با خود و خدای خود .

مدتها بود تمنای درونی ام را می شنیدم که تکرار می کرد :سید خدا چگونه نماز می خواند ؟ و مدام طنین این سئوال،کنجکاوم می کرد تا از اسرار نماز این سید و عارف اطلاع پیدا کنم و چگو نگی آن رادر یا بم .بنابر این آن شب بدون این که کسی متوجه شود ،سید را پیدا کردم. آهسته آهسته به دنبالش گام بر داشتم و او را دنبال کردم .مدتی که راه رفتیم ،سید را دیدم که با سکوتی ژرف به آسمان می نگرد و چیز هایی زمزمه می کند .جلو تر رفتم تا چهره نورانی او رابهتر ببینم که مرا دید .انگار نگاهش چیزی رادر درونم شکست .مانده بودم حرکت و قصدم راچگونه توجیه کنم که خو دش بزرگوارانه به سخن آمد : برادر ،عبادت خدا سر شار از ناگفته ها ست و مومن واقعی کسی است که در خلوت و تنهایی عبادت رادر یابد .انگار فهمیده بود که به نیت ( کنجکاوی)او را دنبال کرده ام .با دستپاچگی گفتم :حاجی می شود من هم با شما نماز شب بخوانم ؟لبخندی زد سپس آرام گفت :نماز شب، گریه و ناله برای حق ؛درتنهایی بهتر است. با این حرف، ناخواسته اشک در چشمانم حلقه زد. با خود گفتم :حاجی چیزی رامی بیند که ما قادر به دیدن آن نیستیم ،چیزهایی درک می کند و می فهمد که ما هنوز یارای اندیشه آن را نداریم . آنگاه گام های استوارش بود که به جلو حرکت کرد و در شب ناپدید شد .فردا صبح هنگام نماز چهره نورانی سید بر افروخته تر از پیش شده بود. چشمانش از گریه ،سرخ و متورم شده بود .انگار ساعت ها گریه کرده بود.

خدایا آیا در آن ساعت ما را هم دعا کرده است ...؟

گوینده: حجت الاسلام شیرمردی



طبقه بندی: فاصله تا بهشت، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
وصیت نامه شهدا
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ